سوئتونيوس و قديس اوگوستين. بر افكاري كه از آثار عربي اقتباس كرده بود، بسياري زوايد كلامي، همچنين پارهاي ملاحظات خودش را افزود. گرايشهاي اخترگويي آرنولد ويلانووايي را دنبال كرد.
تأليف عمدهاش زنبق پزشكي نام داشت وآنرا در سال 1303 در مونپليه نوشت.1 اين يكي از معروفترين كتابهاي پزشكي سدههاي ميانه شد و نسخه هاي خطي، ترجمهها و چاپهاي زيادي از آن در دست است (چاپ اول در سال 1480).
زنبق پزشكي در ايرلند كتاب درسي شد و دوبار به ايرلندي ترجمه گرديد، بار اول به اهتمام يكي از اعضاي خانوادهٴ اُهيكي در بخش شمالي مونستر و بار ديگر در سدهٴ پانزدهم به قلم كورماك مك دوئينتشليبه، اديب و پزشك برجستهٴ اهل اولستر. اين ترجمهها هرگز چاپ نشدند.
پزشكان ايرلندي و اسكاتلندي اغلب به آثار برنار استناد كردهاند.
اين كتاب محبوب يهوديان هم بود و آن را به زبان اصلي و بهصورت ترجمهٴ عبري ميخواندند. دو ترجمهٴ عبري از آن در دست است، يكي از موسي بن سموئيل روكاموري (چهاردهم ـ 2)، كه با نام جديدش ژان آوينيوني، آن را در سالهاي 1359 ـ 1369 در اشبيليه ترجمه كرد. او تاحدي ترتيب فصول اوليهٴ آن را تغيير داد. در سال 1387 يكوتيل بن سليمان ناربُني (چهاردهم ـ 2)، ترجمهٴ كاملاً متفاوتي از آن كرد.
در سال 1377 ترجمهاي به زبان فرانسه صورت گرفت، كه در سال 1495 در ليدن چاپ شد و ترجمهٴ اسپانيايي هم در سال 1495 م در اشبيليه انتشار يافت.
زنبق پزشكي يك كتاب درسي اعمال پزشكي است، كه به شيوهٴ مَـدْرِسي ولي بسيار موجز و روشن تأليف شده است. به هفت باب تقسيم شده كه هريك داراي 12 تا 13 فصل است. اين فصلها بسيار كوتاه و هريك عموماً داراي 4 قسمت است: علت، عوارض، تشخيص، معالجه.
باب اول (31 فصل) راجع به تبهاست و عنوان برخي فصلها چنين است: دربارهٴ تبها بهطور كلي، تبهاي يك روزه، تبهاي عفوني، تبهاي ناشي از عقربگزيدگي، مارگزيدگي و غيره.
جالبترين قسمتهاي آن بخشهاي مربوط به تب حاد (طاعون خياركي)، هاري، بادسرخ، سياه زخم و جذام است. مخصوصاً توصيف جذام خوب است؛ گي دو كولياك، با تحسين از آن ياد كرده است.
باب دوم. دربارهٴ معالجهٴ بيماريهاي سر (30 فصل)، كه شامل فصلهايي دربارهٴ بيماريهاي مغز از قبيل سردرد، سياهي رفتن چشم و سرگيجه، اختلال حافظه، بُهت، شيدايي و ماليخوليا، مستي، صرع، سكتهٴ مغزي و فلج است.